محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1338

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

رسالت در ديار عرب و امّ القرى بود ، و سلاطين را طلوع نيّر سلطنت از بلاد مشرق و تركستان . عرب را بر عجم تسلّطى ، و ترك را بر عرب استيلائى نبود ، تا به مرور دهور و اقتضاى گردش ماه و هور ، سلاطين عجم را دولت قديم سپرى شده در عهد خلفا عرب را بر ولايت عجم و برخى از بلاد تركستان سمت سرورى و برترى روى داد . عرب با عجم مختلط آمدند و از اختلاط ايشان و توطّن عرب در خاك ايران به تدريج بعضى از طوايف ديگر مثل افاغنه كه منسوب به بنى خالداند ، و اكراد كه مجتمع از پراكنده ، و متفرّقهء عرب و عجم‌اند نام برآوردند . در آخر سلطنت سلطان محمود غزنوى طايفهء سلاجقه كه منسوب‌اند به سلجوق بيگ كه وى به قولى از احفاد افراسياب تركست ، به جهت اختلاف سلاطين تركستان از آب جيحون عبور نموده در ولايت خراسان به ادّعاى سرورى سر برآوردند ، و نظر به شهامت فطرى بر مجموع ايران و روم مسلّط آمدند . چندى كه بر اين منوال گذشت كاخ دولت آن طايفهء جليله متزلزل گشت و اركان سلطنت بىقوام گرديد هركس در قطرى از اقطار عالم علم حكمرانى برافراخت ، همچون سلاطين خوارزمشاهى و اتابكان عراق و شام و فارس و يزد و كرمان و ديار بكر و آذربايجان . و اين اتابكان غلام ترك سلاجقه‌اند كه به منصب اتابكى سرافراز گرديده و هريك در مملكتى به خدمتى مأمور بوده‌اند و بعد از انقراض آن سلسله خود بناى سرورى نهادند . در خلال اين احوال فتنهء چنگيزى آشكار شد و زمانه را شيوهء ديگر پديدار . در اوانى كه هلاكو خان به ديار عراق و حدود روم روى آورد از آنجا كه اين نواحى به اصطلاح مغول علف‌خوار سپاه او را معيّن بود موازى بيست هزار خانه كوچ يا بيشتر از ايلات اتراك و طوايف خود همراه آورده در آن حدود و سامان سكنى داد چون زمان دولت چنگيز خان به سر آمد و اوضاع روزگار از اختلاف و پريشانى به وضعى ديگر ، واهب بىمنّت زمام سلطنت را به كفّ كفايت امير تيمور گوركان داد ، و آن سلطان كامكار از قرارى كه در تواريخ مسطور است بر اقطار عالم مسلّط آمد . هنگامى كه بر ولايت روم تركتاز آورده بود و ايلدرم بايزيد خان را گرفتار كرده ، ساكنين ديار شام و حلب و ساير بلاد عرب و آذربايجان را نظر به رعايت ايليّت و به ملاحظهء آبادى بلاد تركستان خواست به خطّهء مشرق كوچانيده از رود جيحون